مردی از جنس معرفت، صداقت، عشق و تعهد
بعضی آدمها را نمیشود فقط با نام و عنوان معرفی کرد؛ باید از ردپایی که در دلها گذاشتهاند گفت، از سالهایی که بیهیاهو گذشتند، از روزهایی که برای عشقشان ایستادند و از خاطراتی که با خود به جا گذاشتند.
در روزگاری که نامها گاهی با هیاهو بزرگ میشوند و عناوین، پیش از آدمها دیده میشوند، هنوز هستند مردانی که بیسروصدا میآیند، بیادعا میمانند و بیآنکه برای دیده شدن تلاش کنند، اثرشان در حافظه یک شهر باقی میماند.
مردانی که ارزششان را نه در قاب عکسها، نه در تیترهای درشت و نه در پشت میزهای پر زرقوبرق، بلکه در سالهایی باید جستوجو کرد که بیمنت ایستادند، کار کردند، رفاقت کردند و برای آنچه دوست داشتند، دل گذاشتند.
حاج مهدی صالحیزاده جانباز هشت سال دفاع مقدس از همین جنس آدمهاست؛ مردی که سالها قلم به دست گرفت، روایت کرد، نوشت و در کنار ورزش ایستاد؛ اما آنچه نام او را ماندگار کرده، تنها نوشتهها و عناوین نیست، بلکه صداقت، معرفت، عشق و تعهدی است که در تمام این سالها با خود به همراه داشته است.
او سالها در عرصه رسانه، از سردبیری ورزشی هفتهنامه پرآوازه نسیم جنوب گرفته تا دیگر رسانههای نوشتاری و شنیداری، قلم زده است؛ قلمی که برای او تنها وسیلهای برای نوشتن نبود، بلکه زبان عشقش به ورزش و مردم بود.
اما مهدی صالحیزاده فقط راوی ورزش نبود؛ او خودش بخشی از این روایت بود.
سال ۱۳۸۶، زمانی که ساحلیبازان دریانوردان بوشهر فعالیت خود را آغاز کردند، مهدی نیز به جمع کادر فنی این تیم پیوست؛ آغاز مسیری که سالها ادامه یافت و خاطراتی ماندگار از خود برجای گذاشت.
از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲، در کنار برادران طبیبنژاد، از مردان خوشنام و ریشهدار فوتبال ساحلی کشور، به عنوان کمکمربی حضور داشت؛ سالهایی که تنها با فوتبال و نتیجه تعریف نمیشد، بلکه سرشار از رفاقت، همدلی، تلاش و عشق به پیراهن و شهر بود.
و چه زیباست وقتی حاصل سالها تلاش، در تاریخ ثبت میشود؛ دو قهرمانی لیگ برتر فوتبال ساحلی ایران در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ و چهار عنوان نایبقهرمانی، بخشی از افتخاراتی است که نام دریانوردان را در تاریخ فوتبال ساحلی ماندگار کرد.
اما پشت این افتخارات، مردانی ایستاده بودند که شاید کمتر دیده شدند؛ مردانی که سهمشان از موفقیت، عرق ریختن، دلسوزاندن و بیمنت کار کردن بود. مهدی صالحیزاده یکی از همان مردان بود.
سال ۱۳۹۴، بار دیگر در کنار تیم امید دریانوردان در لیگ برتر ایستاد و این بار نیز دلش برای ساختن آینده میتپید؛ برای جوانانی که قرار بود روزی پرچم فوتبال ساحلی بوشهر را بالاتر ببرند.
سال ۱۴۰۱ نیز دوباره به خانهای بازگشت که بخشی از خاطرات زندگی ورزشیاش در آن ساخته شده بود؛ دریـانوردان.
گویی برای بعضی آدمها، عشق به ورزش شبیه دریاست؛ گاهی آرام، گاهی طوفانی، اما همیشه جاری.
مگر میشود از حاج مهدی صالحیزاده گفت و از مجموعه قلم رسانه ورزش بوشهر نگفت؟
سالها حضور او در کنار بزرگان رسانه ورزش، بخشی از هویت و خاطرات این مجموعه را شکل داده است. مردانی که کنار هم ایستادند تا چراغ رسانه ورزش بوشهر خاموش نشود؛ تا قلم زمین نماند و صدای ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتان شنیده شود.
مهدی صالحیزاده را میتوان از نسلی دانست که برای دیده شدن نیامدند؛ آمدند تا کاری انجام دهند. نسلی که شهرت را هدف قرار نداد، بلکه خدمت را انتخاب کرد؛ نسلی که اگر نامش کمتر بر سر زبانها افتاد، اما اثرش در خاطرهها ماند.
امروز اگر از او مینویسیم، تنها از یک خبرنگار، سردبیر، مربی یا فعال ورزشی سخن نمیگوییم؛ از انسانی سخن میگوییم که سالها در کنار ورزش ایستاد، بیآنکه خستگیاش را فریاد بزند.
از مردی که قلمش را به حقیقت سپرد، دلش را به ورزش، رفاقتش را به دوستانش و سالهای عمرش را به خدمت.
بعضیها با جام و مدال ماندگار میشوند ؛ بعضیها با تیتر و عکس و نام؛ اما بعضی آدمها با مرامشان. و مهدی صالحیزاده، بیتردید از همین دسته است. مردی که میتوان سالها از او گفت و باز هم چیزی برای گفتن باقی بماند؛ چرا که قصه آدمهایی که با عشق زندگی کردهاند، هیچگاه تمام نمیشود.
مهدی صالحیزاده؛ مردی از جنس معرفت، از جنس صداقت، از جنس عشق و از جنس تعهد. و چه زیباست که در روزگار پرهیاهوی امروز، هنوز مردانی هستند که میتوان به بودنشان، به رفاقتشان و به سالهای صادقانه خدمتشان افتخار کرد.

