خبرنگاری؛ عشق به روایت حقیقت
خبرنگاری شغل نیست؛ یک ندای قلبی و درونی است که از عشق تراوش میکند.
خبرنگاری صرفاً یک شغل نیست، واقعیت این است که از لحاظ اقتصادی، وضعیت خبرنگاری آنقدر شور و گاهی خارج از مدار و جامعه و مردمی بودن میشود که واقعیتها گم میشوند.
با این حال، خبرنگاری جایگاهی اجتماعی دارد که اگرچه در میان مردم و مسئولان شکل و اندازه متفاوتی پیدا میکند، اما همین جایگاه نشان میدهد که این حرفه تا چه اندازه در جامعه اهمیت دارد.
امروز با گسترش فضای اطلاعرسانی و فعالیت گسترده رسانهها و شبکههای اجتماعی، فاصلهای به اندازه یک تار مو میان خبرنگار واقعی و خبرنگار فیک وجود دارد؛ میان کسی که برای حقیقت، با خون دل قلم میزند و از مادیات چشم میپوشد، با کسی که قلم را وسیلهای برای رسیدن به منافع شخصی و مالی میکند!
خبرنگار واقعی، برای دیدهشدن نمینویسد؛ برای آگاهکردن مینویسد. برای تشویق و تمجید قلم نمیزند؛ گاهی برای گفتن حقیقتی تلخ، هزینه میدهد.
و شاید مهمتر از همه، خبرنگار واقعی میداند که قلم، امانتی است که نباید آن را به بهای منافع شخصی فروخت.
مخلص کلام اینکه خبرنگاری شبیه شمع است؛ ذرهذره آب میشود تا روشنایی ببخشد و راه را برای دیگران روشن کند، اما در نهایت خودش آرامآرام محو میشود.
شاید این، تلخترین و در عین حال زیباترین حقیقت خبرنگاری باشد؛ خبرنگار میسوزد تا جامعه روشن بماند.
۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارک باد.

